اجتماعیبرترین های کسب و کار

نحوه اعتراض به قرار عدم استماع دعوی

قرار عدم استماع دعوا یعنی، دعوا به علت وجود موانعی، قابلیت رسیدگی نداشته است. دادگاه بدون ورود به ماهیت دعوا، اقدام به صدور این قرار خواهد نمود و افراد پس از رفع موانع، می توانند اقدام به طرح مجدد دعوا در محاکم نمایند. چنانچه اصل حکم راجع به دعوا، قابلیت تجدید نظر داشته باشد، قرار عدم استماع دعوی در خصوص آن نیز، قابلیت تجدید نظر خواهد داشت و مهلت اعتراض به آن،  20 روز از تاریخ ابلاغ رای بدوی می باشد.

اعاده دادرسی نسبت به قرار عدم استماع دعوی |تغییر رای عدم استماع در تجدیدنظر امکان دارد

برای مشاوره در خصوص قرار عدم استماع دعوا

از جمله حقوق مهمی که هر فرد در طول حیات خود و به موجب قانون از آن برخوردار می باشد، حق اقامه دعوا در محاکم دادگستری، جهت احقاق حقوق خویش است و هیچ کس، اجازه سلب حق اقامه دعوا از افراد را ندارد. پس از طرح دعوا در دادگاه، قاضی پرونده باید بعد از انجام بررسی های لازم، در خصوص موضوع مطروحه، اقدام به صدور رای نماید.

بخش مهمی از آرایی که در دادگاه ها صادر می شوند را قرارهای دادگاه تشکیل می دهند. یکی از انواع قرارها، قرارهای قاطع دعوا است که با صدور آنها، رسیدگی پرونده در دادگاه رسیدگی کننده به دعوا، اتمام می یابد و پرونده از دادگاه خارج می شود. از جمله انواع قرارهای قاطع دعوا، قرار عدم استماع دعوا می باشد. بر اساس قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوا، در مواردی صادر می شود که دعوا با توجه به قوانین و مقررات، غیر قابل استماع باشد.

بخش مهمی از قرارها را، قرارهای قاطع دعوا تشکیل می دهند که قرار عدم استماع دعوی، یکی از آن هاست. این قرار، از جمله قرارهایی است که دادگاه صادر کننده آن، بدون ورود به ماهیت پرونده و به علت وجود ایراداتی در طرح دعوا، نظیر عدم طرح برخی دعوی ها به صورت توامان به ویژه در خصوص امور مالکیت و ثبتی، موجه و قانونی نبودن خواسته، حفظ حقوق احتمالی اشخاص ثالث، طرف دعوا قرار ندادن کلیه اصحاب دعوا در دعاوی طاری و مواردی از این دست، اقدام به صدور آن می نماید.

در قانون، تعریف مشخصی از اینکه قرار عدم استماع دعوا چیست و یعنی چه، ارائه نشده و صرفا در قانون آئین دادرسی مدنی، در ماده 332 این قانون، بند ب، این قرار را، یکی از قرارهای قابل تجدید نظر دانسته، آن هم صرفا در صورتی که اصل دعوای مطرح شده، قابلیت تجدید نظر خواهی داشته باشد. مفهوم کلی قرار عدم استماع دعوا آن است که دعوا با توجه به مواد قانون آیین دادرسی مدنی، غیر قابل استماع باشد. به عبارت دیگر، قرار عدم استماع دعوا، در مواردی صادر می شود که رسیدگی به ماهیت دعوی، به علت مانعی که وجود دارد، قانونا مجاز نبوده و یا بیهوده شمرده می شود.

نمونه قرار عدم استماع دعوا

در قسمت قبل، در این خصوص که قرار عدم استماع دعوی یعنی چه و اینکه ماهیت قرار عدم استماع دعوا چیست، توضیح دادیم. از آنجا که در قانون، اینکه موارد صدور قرار عدم استماع دعوا چیست، به طور مشخص، بیان نشده است، در ادامه قصد داریم تا به ذکر یک نمونه از مواردی که منجر به صدور قرار عدم استماع دعوا، می گردد، بپردازیم.

طرفین قرارداد، برای انجام موضوع بازسازی ملک، اقدام به انعقاد قرارداد نموده اند و در آن، رسیدگی به اختلافات پیش آمده در خصوص موضوع قرارداد را، به جای ارجاع به دادگاه، منوط به نظر داور مورد رضایت طرفین، دانسته اند و نام شخصی را نیز به عنوان داور در قرارداد ذکر نموده اند. به عبارتی، برای قرارداد خود، شرط داوری در نظر گرفته اند. حال، در صورت بروز اختلاف، چنانچه یکی از طرفین، به جای ارجاع امر به داور، اقدام به طرح دعوا در محاکم نماید، به علت اصل حاکمیت اراده، قاضی پرونده، بدون ورود به ماهیت دعوا، اقدام به صدور قرار عدم استماع دعوی، می نماید.

مهلت و نحوه اعتراض به قرار عدم استماع دعوا

در این خصوص که قرار عدم استماع دعوی یعنی چه و آثار آن چگونه است، در قسمت های قبل، توضیح دادیم. در این قسمت قصد داریم، در خصوص مهلت و نحوه اعتراض به قرار عدم استماع دعوا، توضیحاتی را ارائه دهیم. همانند سایر امور، مانند ، واخواهی، اعاده دادرسی، قرار منع تعقیب و موقوفی تعقیب که مهلت های اعتراض مشخصی دارند، قرار عدم استماع دعوا نیز، مهلت اعتراض مخصوص به خود را دارد.

به استاد ماده 332 قانون آئین دادرسی مدنی، قرار عدم استماع دعوا، در صورتییکی از حقوق مهم که هر شخص در طول زندگی خود از آن بهره‌مند است توانایی ارائه ادعا در دادگاه است.
هر فرد می‌تواند با استفاده از مقررات قانونی خود را در دادگاه برای حفظ حقوقش مدافعت کند و هیچ کسی اجازه سلب این حق از او را ندارد.
پس از ارائه ادعا در دادگاه، قاضی پرونده موظف است پس از انجام تحقیقات لازم و بررسی موضوع مطروحه، تصمیم خود را اعلام کند.
برای تأیید یا رد ادعاها و قضاوت در مورد آن‌ها اقدام می‌کند.

بخش مهمی از احکامی که در دادگاه‌ها صادر می‌شوند توسط قرارهاي دادگاه شکل می‌گیرد.
یکی از انواع قرارها، قرارهای قاطع دعوا هستند که با صدور آنها، رسیدگی به دعوا در دادگاه به پایان می‌رسد و پرونده از دادگاه خارج می‌شود.
قرار عدم استماع دعوا از جمله قرارهای قاطع دعوا است که بر اساس قوانین و مقررات، در مواردی صادر می‌شود که دعوا غیرقابل استماع باشد.

در این مقاله، قصد داریم به بررسی مفهوم “قرار عدم استماع دعوا” بپردازیم و سپس به بررسی تأثیرات آن و نیز مهلت اعتراض به این قرار می‌پردازیم.

قرار عدم استماع دعوا چیست

بخش مهمی از قرارها را تشکیل می‌دهند.
قرارهای قاطع دعوا، یکی از این قرارهاست که به عنوان قرار عدم استماع دعوی شناخته می‌شود.
این قرارها توسط دادگاه صادر می‌شوند و در صورت وجود ایراداتی در طرح دعوا، مانند عدم طرح برخی دعاوی به صورت همزمان، به ویژه در امور مالکیت و ثبتی، حفظ حقوق احتمالی اشخاص ثالث و عدم در نظر گرفتن کلیه اصحاب دعوا در دعاوی طاری و موارد مشابه، صادر می‌شوند.
این قرارها به علت عدم ورود به جزئیات پرونده و بر اساس قوانین صادر می‌شوند.

در قوانین، تعریف دقیقی از مفهوم “قرار عدم استماع دعوا” وجود ندارد و تنها در قوانین آئین دادرسی مدنی، در ماده 332 بند ب این موضوع به عنوان یکی از قرارهای قابل تجدید نظر معرفی شده است، اما فقط در صورتی که دعوا از نظر ماهیت به تجدید نظر و بازنگری صلاحیت داشته باشد.
مفهوم کلی قرار عدم استماع دعوا به این معناست که دعوا بر اساس مواد قوانین آیین دادرسی مدنی قابل استماع نباشد.
به عبارت دیگر، در مواردی که وجود مانعی باعث می‌شود رسیدگی به ماهیت دعوی قانوناً غیرمجاز و یا بیهوده تلقی شود، قرار عدم استماع دعوا صادر می‌گردد.

نمونه قرار عدم استماع دعوا

در قراردادی که طرفین برای بازسازی ملک منعقد کرده‌اند، توافق شده است که در صورت وقوع اختلافی درباره موضوع قرارداد، به جای رفتن به دادگاه، داوری صورت گیرد.
به این ترتیب، طرفین یک شخص حقیقی را به عنوان داور انتخاب و نام وی را در قرارداد ثبت کرده‌اند.
به این معنی که داور می‌تواند در مورد اختلافات ایجاد شده در ارتباط با موضوع قرارداد، تصمیم‌گیری کند و طرفین موظف به قبول تصمیم او هستند.
اگر یکی از طرفین به جای رجوع به داور، از محاکم درخواست دعوا کند، قاضی به دلیل احترام به اصل حاکمیت اراده، قرار عدم استماع دعوی را صادر خواهد کرد.

آثار قرار عدم استماع دعوا

هر قرار دادگاهی که صادر می‌شود، دارای تأثیرات خاص خود است که قرار عدم استماع دعوا نیز از جمله آنهاست.
تأثیرات قرار عدم استماع دعوا مشابه تأثیرات قرار رد دعوا هستند که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد.
تأثیرات قرار عدم استماع دعوی شامل موارد زیر است:- قرار عدم استماع دعوا: در این حالت، دادگاه تصمیم می‌گیرد که به دلایلی دعوا را نشنود و بررسی نکند.
– توجیه قرار عدم استماع: دادگاه باید دلایل قانونی یا قانونی‌شبهی را برای این تصمیم خود بیان کند و توضیح دهد که چرا دعوا را نمی‌شنود.
– تأثیر قرار عدم استماع: تصمیم قرار عدم استماع باعث می‌شود که دعوا برای مدتی به تعویق بیفتد و تأثیرات مالی و حقوقی بر طرفین دعوا داشته باشد.
– راه‌های مختلف اعتراض به قرار عدم استماع: طرفین دعوا می‌توانند به روش‌های مختلفی اعتراض کنند و سعی کنند قرار عدم استماع را در دادگاه برداشت کنند.

دکمه بازگشت به بالا